گزارش تبلیغ فاطمیه 1433
فصل اول:
شناسائی
چند روز قبل از فاطمیه بود که با یکی از رفقا برای هماهنگی های لازم رفتیم کلاردشت.
بعد از رد کردن کلی پیچ بالأخره رسیدیم به سه راهی مرزن آباد-کلاردشت
و رفتیم سمت کلاردشت.
بعد از حدود نیم ساعت رفتیم تا ملاقاتی داشته باشیم با جناب حجة الاسلام و المسلمین آزادیان.
بعد از اینکه وارد ساختمان شدیم وقت این شده بود که بنشینیم
و برنامه ها و طرح هامون رو بیان کنیم.

اصلا باورمون نمی شد که مسؤول یک اداره به این خوبی به حرف هامون گوش بده!؟
و تازه، پا به پای ما بیاد!!!
اونائی که با ادارات سر و کار داشتن حرف بنده رو بهتر می فهمن؟؟؟!!!
گفتیم و شنیدیم
و قرار شد برخیزیم و برویم!
برای دیدن محل های مناسب که می تونستیم اونجا برنامه داشته باشیم،
مزار شهدای گمنام رو دیدیم
مزاری که ظاهرش بر مظلومیت آنها می افزود!!!

(شادی ارواح طیبه ی شهدا مخصوصا این چند شهید بزرگوار،صلوات)
بعد رفتیم آموزش و پرورش تا هم فضای کلی اونجا رو ببینیم
و هم با ریاست آموزش و پرورش صحبتی داشته باشیم

دو جای دیگه مونده بود که باید می رفتیم و می دیدیم
اولی پارک بازی کلاردشت

دومی هم مسجد جامع مرزن آباد؛
بعد از اینکه با حاج آقای آزادیان و دیگر دوستان خداحافظی کردیم
رفتیم که در راه برگشت مسجد جامع مرزن آباد رو هم از نزدیک ببینینم.

فصل اول تبلیغ فاطمیه با همون پیچ های کذائی و البته همراه با مسائلی متفرقه پایان پذیرفت.

فصل دوم:
تبلیغ
صبح روز پنج شنبه سی و یکم اردیبهشت بود که از مقابل حرم کریمه اهل بیت سلام الله علیها
با مینی بوس به سمت مقصد حرکت کردیم
حدودا 15 نفری می شدیم (برادران و خواهران)
تقریباساعت 14 بود که رسیدیم به کلاردشت، وقت اداری اون روز هم که تموم شده بود
و باید می رفتیم سراغ کارای غیر اداری
پنج شنبه و جمعه رو رفتیم سراغ خورده کاری ها
از شنبه پیگیر تبلیغ در مدارس و تبلیغ چهره به چهره شدیم
و آقای غلامی هم که دیگه پایه ثابت گروه شده بود
داشت کارهای خودش رو پیگیری می کرد،
کارهائی مثل برپائی ایستگاه صلواتی و پی گیری برنامه های روز شهادت

البته آقای غلامی دست تنها نمونده بود و علاوه بر بچه های گروه
طلبه های حوزه علمیه ی امام علی علیه السلام رو هم به کار گرفته بود.

یکی دو روز اول کارها کمی کند پیش می رفت ولی با یاری خداوند متعال
وهمت بچه ها و حمایت مسؤولین کارها به راحتی به نتیجه نشست.
از روز دوشنبه بود که ایستگاه صلواتی-فرهنگی برپا شده بود

با حدود چهار غرفه در هفت بخش

غرفه مسابقه یاس بهشت(برادارن و خواهران)
غرفه نقاشی
غرفه پرسش و پاسخ(برادران و خواهران)
ایستگاه صلواتی و ماشین نویسی


الحمدلله امسال هم مثل سال های گذشته این ایستگاه با استقبال خوبی روبرو شد.
بعد از اینکه خیالمون از بابت ایستگاه راحت شد بیشتر دنبال کارهای روز شهادت رفتیم
هم باید اطعام داده می شد و هم برنامه ها هماهنگ میشد
دوباره مثل همیشه تا گفتیم میخواهیم دوهزار نفر رو اطعام بدیم همه مخالفت کردند

گفتن نمی شه و ...
به هرحال بازهم مثل همیشه و البته این دفعه بهتر از مناطق قبلی
مسؤولین منطقه اومدند توی میدون تا کار انجام بشه.
حالا باید می گشتیم دنبال آشپز
که کار خود آقای غلامی بود
بعد از اینکه رفته بود دنبال آشپز دیدمش

حالت عجیبی داشت هم بُهت و هم خوشحالی
می گفت یکی از اهالی اونم از خانم های منطقه قبول کرده غذا رو بپزه
بدون دریافت اجرت و برای خود حضرت
می گفت هرچی گفتم تعداد زیاده گفته تو کاری نداشته باش
اقلام رو برسون و صبح بیا غذا رو تحویل بگیر

خلاصه آقای غلامی حریف نشده بود و اقلام رو تحویل داده بود

خیالماون که از این بابت هم راحت شد رفتیم تا جاهائی که در نظر گرفته بودیم
برای محل توضیع غذا رو نهائی کنیم.
روز شهادت از راه رسید
دسته های عزا به را افتادند
در منطقه ای تجمع کردند
عزاداری و سخنرانی شد
و بعد هم اطعام

البته با همت اهالی کلاردشت،
به جای دوهزار نفر
چهار هزار نفر!!!

بعد از اتمام برنامه های روز شهادت مشغول انجام مابقی کارها شدیم
مثل انجام برنامه های روزانه و...
البته چند منطقه دیگه هم در این مدت شناسائی شد

از جمله برخی از روستاهای مرزن آباد.

و پرونده این تبلیغ هم روز پنج شنبه بسته شد...

و راه برگشت را در پیش گرفتیم

باتشکر از
اداره تبلیغات کلاردشت
آموزش و پرورش کلاردشت
شهرداری کلاردشت
حوزه علمیه امام علی علیه السلام کلاردشت
دفتر امام جمعه کلاردشت
دفتر امام جمعه مرزن آباد
حجةالاسلام و المسلمین موحدی
حجةالاسلام و المسلمین محمدیان
حجةالاسلام و المسلمین اکبری
حجة الاسلام و المسلمین آهنگر
آقایان
مهدی غلامی
حسن زاده
سیاری
و
تمام عزیزانی که مارا در این امر مقدس یاری نمودند
*صلوات*
بسم الله الرحمن الرحیم
این محرّم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است



»»»»»ثبت نام سفر تبلیغی صفر المظفّر 1433 گروه فرهنگی تبلیغی نحل«««««
نکات مهم:
ثبت نام به منزله إعزام نمی باشد.
هزینه ی دریافتی و دیگر شرائط متعاقباً اعلام خواهد شد.
منتظراطلاعیه های بعدی باشید.
جهت ثبت نام مشخصات (نام و نام خانوادگی+تلفن تماس)خود را در قسمت نظر دهید وارد نموده ائیدو یا بر روی
ثبت نام تبلیغ صفر المظفّر 1433 کلید نمائید.

* مناطق جایگزین فعلا تحت پوشش گروه نبوده و إن شاءالله گروه پس از
بررسی های لازم ، رایزنی های مقتضی و عدم وجود مشکل نسبت به اعزام مبلغ
اقدام خواهد نمود.
*صلوات*
بسم الله الرحمن الرحیم
عن مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ الْهَاشِمِيِّ
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ :
مَنْ لَمْ يَهْتَمَّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِمٍ...
کسي که اهتمامي به امور مسلمانان نداشته باشد مسلمان نيست.
اصول کافی/ بحارالانوار ، جلد هفتاد و یک ، صفحه سیصد و سی و هشت
اینها مسلمان نیستند که به امورشان اهتمام نمی شود؟؟؟!!!...
ویا
ما مسلمان نیستیم که به امورشان اهتمام نمی کنیم؟؟؟!!!...















خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه
که هيچ چاره اي ندارند، از زمينگيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان، همانا در اين طبقه محروم گروهي خويشتنداري نموده، و گروهي به گدايي دست نياز برميدارند، پس براي خدا پاسدار حقي باش که خداوند براي اين طبقه معين فرموده است، بخشي از بيتالمال، و بخشي از غله هاي زمينه اي غنيمتي اسلام را در هر شهري به طبقات پايين اختصاص ده،زيرا
براي دورترين مسلمانان همانند نزديکترينشان سهمي مساوي وجود
دارد و تو مسوول رعايت آن مي باشي
مبادا سرمستي حکومت تو را از رسيدگي به آنان بازدارد، که هرگز انجام کارهاي فراوان و مهم عذري براي ترک مسووليت هاي کوچکتر نخواهد بود، همواره در فکر مشکلات آنان باش، و از آنان روي برمگردان، به ويژه امور کساني را از آنان بيشتر رسيدگي کن که از کوچکي به چشم نمي آيند و ديگران آنان را کوچک مي شمارند و کمتر به تو دسترسي دارند، براي اين گروه از افراد مورد اطمينان خود که خداترس و فروتنند انتخاب کن، تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش کنند. سپس در رفع مشکلاتشان بگونه اي عمل کن که در پيشگاه خدا عذري داشته باشي، زيرا اين گروه، در ميان رعيت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند، و حق آنان را بگونه اي بپرداز که در نزد خدا معذور باشي، از يتيمان خردسال، و پيران سالخورده که راه چارهاي ندارند. و دست نياز برنمي دارند، پيوسته دلجويي کن که مسووليتي سنگين بر دوش زمامداران است. اگرچه حق، تمامش سنگين است اما خدا آن را بر مردمي آسان ميکند که آخرت مي طلبند، نفس را به شکيبايي واميدارند، و به وعده هاي پروردگار اطمينان دارند. پس بخشي از وقت خود را به کساني اختصاص ده که به تو نياز دارند، تا شخصا به امور آنان رسيدگي نمايي، و در مجلس عمومي با آنان بنشين و در برابر خدايي که تو را آفريده فروتن باش، و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوي آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کند، من از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بارها شنيدم که مي فرمود:
ملتي که حق ناتوانان را از زورمندان، بي
اضطراب و بهانه اي بازنستاند، رستگار نخواهد شد
پس درشتي و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار کن، و تنگخويي و خود بزرگ بيني را از خود دور ساز تا خدا درهاي رحمت خود را به روي تو بگشايد، و تو را پاداش اطاعت ببخشايد، آنچه به مردم مي بخشي بر تو گوارا باشد، و اگر چيزي را از کسي باز ميداري با مهرباني و پوزش خواهي همراه باشد.
نهج البلاغة/نامه پنجاه و سه
بارها در مورد مشکلات مختلف منطقه با مسؤولین صحبت کرده ایم و برایشان نوشته ایم،
از مشکلات حادّ منطقه گفته ایم
از مشکلات مذهبی و فرهنگی و معیشتی و اقتصادی و بهداشتی و امنیتی و...
ولی گویا جز چند عزیز دلسوز گوش شنوائی؟؟؟؟
و یا شاید هم حرفهای ما!!!!!!!!!!!
به هر حال ما مأمور به وظیفه ایم نه نتیجه
قرارمان یوم الحساب...
آنجا دیگر مجالی برای بهانه آوردن نیست
چون ما اینجا گفتیم
گفتیم از برادران و خواهران دینیِ مان که شاید بدون غسل و نماز دفن می شوند
گفتیم از ازدواج های ناصحیح
گفتیم از خرافات رخنه کرده در عقائد مردم
گفتیم از کودکان و نوجوانانی باهوش که به علت نبود امکانات آموزشی از درس خواندن باز می مانند
گفتیم از نبود امنیتی که آفت های فراوانی به همراه داشته
گفتیم از چشم هائی که به علت نبود مرکز بهداشت کور شده
گفتیم از فقری که سوء هاضمه و دیگر بیماری ها را به همراه داشته
گفتیم از مادرانی که به علت نبود راه مناسب فرزند خود را...
و ده ها و صدها نکته ی دیگر که گفتیم و کسی گوش نکرد...
قرارمان یوم الحساب...
*صلوات*
بسم الله الرحمن الرحیم
روایت نحل(قسمت اوّل)

چندسالی بود که حاج آقا بین درس هاشون گریزی هم به خاطرات تبلیغی می زدنند و
بچه ها رو کلی مستفیض می کردند، ولی این آخرا خیلی از مناطق جنوبی کشور
و انواع و اقسام محرومیت هاش برامون می گفتند.
...خلاصه اولین باری که به رگ غیرتمان برخورد محرّم الحرام بود...
به ادامه مطلب بروید
*صلوات*